ياقوت الحموي ( مترجم : منزوى )

پيشگفتار 68

معجم البلدان ( فارسى )

نيز مطالب كتاب حدود العالم ناشناس سدهء چهار را به پايان اين كتاب نقل كرده است و من نيز چنين خواهم كرد . لصوص ( كتاب - ) - دزدان : يكى از كتابهاى منسوب به جاحظ است ( ن . ك : جاحظ در ( ص 38 ) همين كتابنامه ) . ياقوت نيز در اين كتاب ( معجمد ) جايگاه‌هايى را نشان مىدهد كه تنها در شعر يكى از آن دزدهاى راهزن ديده مىشود . دزدانى كه ياقوت شعر ايشان را از كتاب « لصوص - دزدان » نگارش جاحظ نقل مىكند : چنين‌اند : احيمر سعدى ، جحدر پسر معاويه محرزى در 12 جا ( - چ ع 2 ص 210 : 20 ببعد ) ؛ حطيم يا خطيم عكلى در 9 جا ، سمهرى عكلى ، در 6 جا است . شعرهايى از سمهرى كه در زندان عبد الملك مروان ( 65 - 86 ق ) سروده است ، در اغانى ( ج 21 ، ص 233 - 246 ) نيز ديده مىشود . عبيد پسر ايوب دزد ، در پنج جا ، طهمان در 13 جا ، شظاظ ضنّبى يك جا ، عطارد 4 جا . لهبى ( م - 95 ) : فضل پسر عباس پسر عتبه پسر بولهب عموى پيامبر ( ص ) است كه سورهء لهب ( قرآن سوره 111 ) در لعن او آمده است . فضل با فرزدق و احوص ، عبد الملك مروان خليفهء پنجم اموى را مىستودند . ياقوت 34 جا شعر او را همچون دليل وجود يك نقطهء جغرافيايى مىآورد كه پنج جاى آن به نقل از ديوان او است كه به خامهء يزيدى گردآورى شده و ياقوت آن را به خامهء نباته ديده كه رونويس آن بوده است ( ن . ك : يزيدى در همين كتابنامه ) . لهيعه ( ابن - ) عبد الله ( 97 - 174 ) پسر لهيعه پسر فرعان حضر موتى از ابناى ايرانى عرب شدهء يمن است . او از بنيانگزاران فقه حديثى مصر شمرده مىشود . شاگردانش حديثها را بر وى مىخواندند و خموشى او را پذيرش او به شمار مىآوردند ، چون در ميان عربان از يمن به مصر آمده باسوادترين ، به شمار بود ، و به سال 152 ، از سوى خليفه منصور دوانيقى م 158 به دادرسى مصر نشست ، و پس از ده سال بر كنار شد . او خريطه ( كيف مانند ) به گردن مىانداخت و از دانشمندان و تازه واردان مىپرسيد و مىنوشته ، در خريطه مىنهاد . او مشرب نيمه گنوسيستى را از پدران يمنى - ايرانى خود داشت ، و به سال 170 خانه و كتابهايش به سوخت . ( زركلى 4 : 255 از « ولاة و قضا » ص 368 و نجوم زاهرة 2 : 77 و خلكان 2 : 242 - 244 ) . ليث اصفهانى قلقشندى : ليث ( 94 - 175 ) پسر سعد ايرانى تبار فهمى ولاء ، زادهء قلقشنده ، درگذشته در قاهره است . زندگينامهء او را زركلى ( ج 6 ص 115 ) از خلكان ، تهذيب ، صبح الاعشى ، نجوم زاهره ، تاريخ بغداد و جز آن آورده است . كتابى در تاريخ و ديگرى در فقه دارد . ياقوت در 57 جا از وى نقل مىكند و در زنجيرهء روايت نشان مىدهد . ماكولا ( ابن - ) على پسر هبة الله ( 421 - 486 ) پسر ماكولا ، يا امير ابن ماكولا گلپايگانى تبار ، زادهء عكبراى ( زركلى 5 : 183 ) . ن . ك چ ع 1 ص 246 ترجمهء فارسى ص 222 پانوشت 3 . ياقوت در 20 جا از او نقل مىكند . مبرّد : محمد ( 210 - 286 ) پسر يزيد ، صاحب كتاب « كامل » در ادبيات عرب ، كه چندين بار چاپ شده است . او اصرار داشت كه خود را به قبيلهء عرب ثماله بچسباند و « ثمالى » خوانده شود ( خلكان 3 : 445 ) ياقوت نيز اعتراف مبرّد را به ساختن شعر ، و به دروغ نسبت دادن آن به عربها ، ياد مىكند ( معجما 3 : 31 ) گويا براى رهايى از فشار روحى حاكمان نژاد پرست راهى بجز اين نمىشناخت كه براى خود نسب عربى بسازد و براى ايشان شعر بسازد و با سوگند سنّى نماى « بيعت » آنها را اثبات نمايد . براى